درسنامه آموزشی اصول عقاید (2) کلاس یازدهم معارف
درس 3: هدایت مستمر
دانستیم خداوند براساس حکمت، لطف و ربوبیت خود، ما انسانها را تنها نگذاشته و هدایت ما را با ارسال پیامبران متعددی برعهده گرفته که با برخی از آنها که نامشان در قرآن کریم یا برخی کتب تاریخی آمده است آشنا هستیم. ایشان مسئولیت ابلاغ و رساندن برنامه (دین) را به مردم بر عهده داشتند.
اکنون این سؤال مطرح میشود: آیا این پیامبران یک برنامه و دین را برای مردم آوردهاند یا آنکه خداوند با ارسال پیامبران متعدد در طول تاریخ، راهها و ادیان متعددی در اختیار بشر قرارداده است؟
تدبر (صفحهٔ 32 کتاب درسی)
پس از قرائت آیات و تأمل در آنها به سؤالات پاسخ دهید؟
شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مَا وَصَّیٰ بِهِ نُوحًا وَ الَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَ مَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَ مُوسَیٰ وَ عِیسَیٰ أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ ... (سورهٔ شوری، آیهٔ 13)
إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ. (سورهٔ آلعمران، آیهٔ 19)
مِلَّهَٔ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ ۚ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ .... (سورهٔ حج، آیهٔ 19)
مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَ لَا نَصْرَانِیًّا وَ لَٰکِنْ کَانَ حَنِیفًا مُسْلِمًا ... (سورهٔ آلعمران، آیهٔ 67)
اکنون به این سؤالات پاسخ دهید:
الف) خداوند از پیامبران میخواهد در چه چیزی متفرق نشوند؟
ب) دین مورد قبول نزد خداوند کدام است؟
ج) اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) درباره چه چیز اختلاف کردند؟ علت اختلاف آنها چه بود؟
د) حضرت ابراهیم چه دینی داشت؟
ه) مسیحیان و یهودیان او را پیرو چه دینی میدانستند؟
دین به معنی «راه» و «روش» است. راه و روشی که خداوند برای زندگی انسانها برگزیده، همان دین الهی است که بدان اسلام میگویند. بر اساس آیات قرآن کریم خداوند یک دین برای انسانها فرستاده و به همۀ پیامبران فرمان داده است همان دین را در میان مردم تبلیغ کنند و راه تفرقه در پیش نگیرند. انبیاء هم این فرمان را اطاعت کرده و مأموریت خود را انجام دادهاند.
حال شایسته است بدانیم، چرا خداوند فقط یک دین برای هدایت بشر فرستاده است؟
فطرت مشترک، منشأ دین واحد
فطرت به معنای نوع خاص آفرینش است. وقتی از فطرت انسان سخن میگوییم، منظور آفرینش خاص انسان و ویژگیهایی است که خداوند در اصل آفرینش وی قرار داده است. از ابتدای آفرینش انسان تاکنون، اقوام مختلفی روی زمین زندگی کردهاند؛ این افراد با اینکه در برخی خصوصیات مانند نژاد، زبان، و آداب و رسوم با یکدیگر تفاوت دارند ولی همه، ویژگیهای فطری مشترکی دارند. بهطور مثال همهٔ انسانها:
- از استعداد تفکر و قدرت اختیار برخوردارند.
- فضیلتهای اخلاقی مانند عدالت و خیرخواهی را دوست دارند و از رذائل اخلاقی مانند ظلم، حسادت و دروغ بیزارند.
- به دنبال زیباییها، خوبیها و کمالات نامحدودند.
- از فنا و نابودی گریزان و در جستوجوی زندگی جاودانه هستند.
به سبب این ویژگیهای مشترک (فطرت)، خداوند یک برنامهٔ کلی به انسانها عنایت کرده تا آنان را به هدف مشترکی که در خلقتشان قرار داده است، برساند. همانطور که گفته شد این برنامه، اسلام نام دارد که به معنای تسلیم بودن در برابر خداوند است.
در این برنامه از انسان خواسته میشود تا با اندیشه در خود و جهان هستی به ایمان قلبی دست یابد. ایمان به:
- خدای یگانه و دوری از شرک
- فرستادگان الهی و راهنمایان دین
- سرای آخرت، و پاداش و حسابرسی عادلانه
- عادلانه بودن نظام هستی
و در حیطهٔ عمل، از انسان خواسته میشود با ایمانی که کسب کرده است تلاش نماید تا:
- با انجام واجبات دین و ترک حرامهای آن، خداوند را عبادت و بندگی کند.
- فضایل اخلاقی مانند عفت، راستگویی، امانتداری را کسب نماید و از رذائل اخلاقی مانند ظلم، نفاق، دروغ و ریا دوری کند.
- جامعهای دینی بر اساس عدالت بنا نماید.
همهٔ پیامبران الهی مردم را به این امور فراخواندهاند. به همین دلیل محتوای اصلی دعوت پیامبران یکسان است و همه آنها یک دین آوردهاند. با این وجود، تعالیم انبیاء در برخی احکام فرعی، متناسب با زمان و سطح آگاهی مردم و نیازهای هر دوره با یکدیگر تفاوت داشته است؛ مثلاً همگی پیامبران به نماز دعوت کردهاند، اما در شکل و تعداد آن تفاوتهایی بوده است؛ البته این قبیل تفاوتها سبب تفاوت در اصل دین نشده است.
دین واحد پیامبران متعدد
دانستیم که دین الهی واحد است اما جامعهٔ بشری در طول هزاران سال، شاهد حضور دهها هزار پیامبر الهی بوده است. به راستی چرا نبوّتها تجدید میشدند و پیامبران در پی هم میآمدند و کتب آسمانی توسط آنها به بشریت ارائه میشد؟!
فرستادن پیامبران متعدد به این دلایل بوده است:
الف) استمرار و پیوستگی در دعوت: لازمهٔ ماندگاری یک پیام، تبلیغ دائمی و مستمر آن است. پیامبران الهی با ایمان استوار و تلاش بیمانند، در طول زمانهای مختلف، دین الهی را تبلیغ میکردند. آنان سختیها را تحمل میکردند تا خداپرستی، عدالتطلبی و کرامتهای اخلاقی میان انسانها بماند و گسترش یابد و شرک و ظلم و رذائل اخلاقی از بین برود. این تداوم سبب شد تعالیم الهی جزء سبک زندگی و آداب و فرهنگ مردم شود و دشمنان دین نتوانند آن را به راحتی کنار بگذارند.
از سوی دیگر، تربیت که رکن اساسی دین است نیازمند حضور مربیان الهی است. زیرا هیچ تربیتی بدون مربی و الگو صورت نمیگیرد. پیامبران علاوهبر تبلیغ و ترویج مستمر دین با ارائه الگوی عملی بهصورت مستقیم به تربیت و تزکیهٔ انسانها میپرداختند و حضور دین انسانساز الهی را در جامعه بشریت تداوم و تضمین میبخشیدند.
ب) رشد تدریجی سطح فکر مردم: علت دیگر آمدن پیامبران متعدد، رشد تدریجی فکر و اندیشه و امور مربوط به آن مانند دانش و فرهنگ میباشد.
از همین رو لازم بود تا در هر عصر و دورهای پیامبران جدیدی مبعوث شوند تا همان اصول ثابت دین الهی را در خور فهم و اندیشه انسانهای دوران خود بیان کنند و متناسب با درک آنان سخن گویند. در حقیقت هر پیامبری که مبعوث میشد، درباره توحید، معاد، عدالت، عبادت خداوند و مانند آن سخن گفته اما بیان او در سطح فهم و درک مردم زمان خود بوده است.
پیامبر اکرم میفرماید:
إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنبِیاءِ أُمِرنا أن تُکَلَّمَ النَّاسَ عَلی قدر عُقولهم
ما پیامبران مأمور شدهایم که با مردم به اندازه عقلشان سخن بگوییم.
پیامبران الهی علاوهبر تعلیم و تبیین اصول ثابت دین متناسب با ویژگیهای مخاطبان، به شبهات بهوجود آمده در آن دوران پاسخ میدادند؛ و یا گاهی پاسخهایی افزونتر به پرسشها و شبهات قدیمتر ارائه میکردند و بدینسان در هر زمانی از سوی خدا، بر مردم اتمام حجت میکردند.
ج) تحریف: به علت ابتدایی بودن سطح فرهنگ و زندگی اجتماعی و عدم توسعه کتابت، تعلیمات انبیاء به تدریج فراموش میشد. علاوهبر آن به گواهی تاریخ و سخنان خود پیامبران و کتب آسمانی، همواره گروهی از مخالفین آیین الهی که منافقانه خود را مؤمن جلوه میدادند و تحت تأثیر قدرتمندان ظالم و ثروتمندان مُسرف و بیایمان بودند، پس از مرگ هر پیامبری، آموزهها و قوانین دین را دگرگون میکردند و با کم یا زیاد کردن (تحریف لفظی) و یا تغییر در تفسیر و برداشت از متون دینی (تحریف معنوی) آن آیین را تحریف میکردند. به گونهای که آیین با اصل آن متفاوت میشد؛ بر این اساس پیامبران بعدی میآمدند و تعلیمات اصیل و صحیح را بار دیگر به مردم ابلاغ میکردند.
اندیشه (صفحهٔ 36 کتاب درسی)
به نظر شما اگر خداوند در همان آغاز آفرینش حضرت آدم، برنامهٔ خود برای زندگی انسان را یکبار برای همیشه به حضرت آدم نازل میکرد، چه اتفاقی برای انسانهای همان عصر و انسانهای سایر عصرها میافتاد؟
علل وجود ادیان مختلف
سؤال دیگری که ممکن است ذهن شما را به خود مشغول کرده باشد آن است که با وجود اینکه خدا یک دین فرستاده و تمام پیامبران نیز همان را تبلیغ میکردند، چرا در جهان ادیان متعددی وجود دارد؟
تفکر در آیات قرآن کریم و مطالعۀ تاریخ انبیاء الهی نشان میدهد هر پیامبر جدیدی که از طرف خداوند مبعوث میشد پیامبران گذشته را تصدیق و خود را ادامه دهندهٔ راه آنان معرفی میکرد. پیامبر جدید از مردم میخواست به دستور خداوند از او پیروی کنند و یاریاش دهند. به عنوان مثال حضرت عیسی، پیامبر قبلی را انکار و رد نکرد:
وَ إِذْ قَالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَی مِنَ التَّوْرَاةِ (سورهٔ مائده، آیهٔ 5)
و خود را ادامه دهنده راه او معرفی کرد و در همین حال مژده آمدن پیامبر پس از خود را نیز داد.
وَ مُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ (سورهٔ صف، آیهٔ 6)
تا آنان در آینده، پیامبر راستین را از مدعیان دروغین بازشناسند و با پذیرش آیین الهی، مسیر تکامل و سعادت را طی کنند و در این راه، متوقف و منحرف نشوند.
پیامبر اکرم نیز هیچیک از پیامبران پیشین را انکار نکرد و بر وحدت دین تأکید کرد. در قرآن کریم چنین میخوانیم:
وَ مَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ (سورهٔ آلعمران، آیهٔ 144)
جز این نیست که محمد پیامبری است که پیش از او پیامبرانی دیگر بودهاند.
إِنَّا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ کَمَا أَوْحَیْنَا إِلَیٰ نُوحٍ وَالنَّبِیِّینَ مِنْ بَعْدِهِ
ما همچنان که به نوح و پیامبران بعد از او، وحی کردیم، به تو [نیز] وحی کردیم؛
پیامبر اکرم، خود را ادامه دهندهٔ راه همۀ انبیاء و تمام کنندهٔ کار آنان معرفی کرد و از یهودیان و مسیحیان خواست به ایشان ایمان آورند. با وجود آنکه وعدهٔ آمدن ایشان در تورات و انجیل داده شده بود، برخی از بزرگان یهودی و مسیحی رسالت پیامبر رحمت را انکار کردند و حتی به مبارزه علیه ایشان برخاستند.
قرآن کریم منشأ اصلی اختلاف و چند دینی را آن دسته از رهبران دینی میداند که به خاطر حفظ منافع دنیوی (ثروت و قدرت) پیامبر جدید را انکار میکردند و منشأ اختلاف در ادیان میشدند. این دلیل دربارۀ ادیانی است که منشأ اصلی آنها الهی است. امروزه ادیانی در روی زمین وجود دارند که کاملاً به دست انسانها ساخته شده و جنبۀ الهی ندارند. برخی از سازندگان این ادیان خود را به دروغ، پیامبر معرفی کردهاند و برخی نیز خود را از جانب خدا نمیدانند بلکه آنچه به فکرشان رسیده را در قالب یک دین به مردم عرضه کردهاند.
تعمیق یادگیری (صفحهٔ 38 کتاب درسی)
1- با توجه به اینکه دین الهی، واحد است به سؤالات زیر پاسخ دهید:
الف) چرا انبیاء الهی مُتعدّدند؟
ب) چرا هم اکنون غیر از دین اسلام، ادیان دیگری نیز مانند یهودیت و مسیحیت در جهان وجود دارند؟
2- دلیل بیاورید.
الف) دین الهی، واحد است.
ب) برقراری عدالت در جامعه از برنامههای مشترک همه پیامبران است.
3- هر یک از موارد زیر به کدامیک از ویژگیهای فطری انسان بازگشت دارد؟
الف) بیزاری مردم جهان از جنایات داعش
ب) تلاش انسانها برای دستیابی به اکسیر حیات و جوانی در تمام دورهها
ج) کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَت رَهینه (هر کسی در گرو آن چیزی است که کسب کرده است)
4- هر یک از موارد زیر به کدامیک از علل تعدد انبیاء اشاره دارند؟
الف) نَحْنُ مَعاشِرَ الأنبیاء، أمرنا أن نُکَلِّمَ النَّاسَ عَلَی قَدرِ عُقولِهِم
ب) شکستن بتها توسط حضرت ابراهیم
ج) نفی خداپنداری حضرت عیسی در قرآن کریم
د) مبارزۀ حضرت موسی با فرعون
گفتگو کنید (صفحهٔ 38 کتاب درسی)
فردی میگوید: «اگر دین الهی واحد است، پس امروزه میتوان با تمسک به هر یک از ادیان مختلف، هدایت شد و به سعادت رسید»؛ با او موافقید یا خیر؟
تحقیق کنید (صفحهٔ 38 کتاب درسی)
1- با بررسی مقالات، پیرامون یکی از دو کتاب «تورات» و «انجیل» (عهدین؛ عتیق و جدید) برخی از آموزههای این کتابها را که تحریف شدهاند به کلاس ارائه دهید.
2- برخی این سؤال را میپرسند که اگر خداوند پیامبران را برای هدایت تمامی انسانها ارسال کرده است پس چرا همهٔ پیامبران در منطقهٔ غرب آسیا مبعوث شدهاند و ما پیامبری که در آفریقا یا اروپا مبعوث شده باشد نداریم؟